۱۳۸۷ اردیبهشت ۱۷, سه‌شنبه

لات‌عروس

توی اتوبان همت، دیدم دویست و شش نقره‌ای‌ای را گل زده‌اند. داماد کمی روی فرمان خم شده و جدی می‌راند. عروس پشتی صندلیش را عقب داده و زانوهایش را بالا آورده. حواسش به داماد نیست. می‌خندد و اس‌ام‌اس می‌فرستد.

۵ نظر:

hosein norouzi گفت...

چیز ِ بدی نفرستاده بود که؛ یه جوک برام اس‌ام‌اس کرد! البته به دوماد گفت که برای خواهرش می‌فرسته. بله.... دنیای عجیبیه این اس‌ام‌اس آقا

shadidan: comments گفت...

سلام. اگر این نوشته‌ی جالب نتیجه‌ی خیال‌پردازی است که هیچ؛ و گر نه—مِن‌بابِ کنجکاوی و نه خرده‌گیری—دوست دارم بدانم از کجا فهمیدید که دارد اس‌ام‌اس می‌فرستد، و نه اینکه مثلاً بازی می‌کند. موفق باشید.

کورش علیانی گفت...

اتفاقا به گمانم بازی می‌کرد چون با دو دست گوشي را گرفته بود. اما اين تصوير را برای تعريف کردن دوست‌تر داشتم.

shohoum گفت...

سلام به همگی
به نظر من اصلا چه دلیلی داره که راجع به کارهای دیگران ما حدس و گمان بزنیم !!؟ اگر جسارت نکرده باشم بهتر که سرمون تو کار خودمون باشه!!

ragbar گفت...

به خودتان نگیرید آقای حسین نوروزی. اس ام اس را سند آل کرده بود. برای من هم رسید. دم صبح یکی دیگر هم فرستاد. نوشته بود: چقدر این مردها زود باورند!!!