از این عاشق تنها که مطلبکی از وبلاگ من سر و پا بریده و لابد به عنف وارد وبلاگش شده اما من در پست پیش یادش نکردم، حلالیت میطلبم. السرقة سرقة ولو بقدر مثقال ذرة.
...میگم بد نیست یه مستند مثلا باعنوان:"دزدی های بزرگ قرن" بسازی.هم تاریخ خوب میدونی.هم" نوشتن " رو. .. مناسبتها روهم که خوب جفت وجور میکنی(!)...این دو تا بیچاره که یکی دوست داشته هی لینکش کنن...دومی هم که خوب عذرش موجهه.عاشقه!!!
نه نویسنده خوبی هستم و نه کسی مطلبم را دزدیده و حتی تعداد خوانندگان نوشته هایم از انگشتان دست فراتر نمیرود. اما با همه اینها، اینکه میگویی را میفهمم، لمس میکنم و در وجدانم است.
دزدی که البته بد است اما بدتر مصاحبی است که بی منطق اش مغز آدم را سوراخ میکند و هر چقدر هم که بخواهی از او اجتناب کنی، دنبالت می آید و کامنت میدهد.
یکی مطلب یکی را دزدیده و آن دیگری نوشته که من فکر کردم تو به موسی صدر ارادت داری. حرصم میگیرد از این همه نافهمی. حرصم میگیرد که طرف تعامد دو مفهوم را هم متوجه نمیشود. حرصم میگیرد و سینه ام تنگ میشود.
٬من اینجا دارم مینویسم. اینجا نوشتن بررایم از بقیهی چیزها مهمتر است. گاهی – و البته فقط گاهی – حتا مهمتر از موضوع نوشته.٬ شده دو ماه و خردهای. بیانصاف نباش! چهقدر آرشیوت رو بخونیم.
وقتی فلسفه اسلامی می خواندم گاهی تعجب می کردم که چرا نویسنده در کتاب خود ارجاع نمی دهد. یکی از اساتید اینطور توجیه می کرد که در قدیم ارجاع دادن رسم نبوده. به همین دلیل هم گاهی عین عبارت ابن سینا را می آورده بدون اینکه ارجاعی دهد و در مورد آن بحث می کرده. در خیلی از موارد که با نویسنده اصلی موافق بوده عین عبارت را می آورده بدون اینکه مشخص کند این عبارت مال مثلا ابن سیناست. حالا شاید این بندگان خدا هم بعضی کاملاً با شما موافق بوده اند بعضی هم کمی موافق بوده اند. به نظر من شما باید از آنها که کمی با شما موافق بوده اند بپرسید که چرا کاملاً موافق من نیستید. شاید نکته ای آموختید از این اهل فضل!
بسم الله نهم شهريور امسال، 11788 روز از ربودن امام موسي صدر در ليبي مي گذرد. اين عدد تا کي بايد بزرگ و بزرگ تر شود، تا سيد موسي صدرهموطن ايراني ما از زندان هاي ليبي آزاد شود؟ ما از پرونده اي سخن مي گوييم که پيگيري نمي شود. مسئولين ايراني ادعا! مي کنند که پرونده سرنوشت امام صدر در حال پيگيري است. اما از حداکثر رابطه با ليبي سخن ميگويند. اگر سال هاي اول اين فاجعه بود مي شد پذيرفت که بايد تحقيقات درباره چگونگي وقوع حادثه انجام شود، اما امروز بعد از گذشت 32 سال، آيا مي توان باور کرد که ابهامي در اين پرونده وجود دارد؟ امروز ما ياران صدر در آستانه سي و سومين سال اسارت امام صدر در ليبي، از تمام آزادگان ايراني و غير ايراني ، مسئول و ... اين سوال را مي کنيم، که از قديمي ترين زنداني سياسي جهان چه خبر؟ چه زماني سرنوشت امام صدر مشخص مي شود؟ چه زماني آمرين و عاملين و حاميان اين فاجعه در پيشگاه قانون پاسخگو خواهند بود؟ http://shareh.parsiblog.com/1684331.htm
سلام اول...چقدر خوب می شد این اشترک گوگل رو بر می داشتید. چرا باید یکی که می خواد نظر بده حتماً اشتراک گوگل داشته باشه؟ نمی دونم برا در... دو تیکه بخونید بهتره.. نه؟ بعدشم به قوله خارجیهای نامسلمون ال اُ ال دوم... دزدی شغل شریفی است در مملکت اسلامی. فتوایی از سارا رحمت الله الیه و اجمعین و بقیه اش
این یک وبلاگ ساده است. اگر متوجه منظور نوشتههایش نمیشوی، عصبانی نشو. توی کامنت ها فحش نده. هیچ کار خاصی نکن. لازم نیست کاری کنی. فوقش روی آن ضربدر سفید توی کادر قرمز گوشهی بالا راست صفحه کلیک کن.
12 نظر:
ما از خواندن این پست شما جا ماندیم. مژده که آروزی چهارم شما برآورده شده!
چه جوري اينا را پيدا ميكنيد؟!
...میگم بد نیست یه مستند مثلا باعنوان:"دزدی های بزرگ قرن" بسازی.هم تاریخ خوب میدونی.هم" نوشتن " رو. .. مناسبتها روهم که خوب جفت وجور میکنی(!)...این دو تا بیچاره که یکی دوست داشته هی لینکش کنن...دومی هم که خوب عذرش موجهه.عاشقه!!!
دانه درشتها رو پیدا کن...کار از مثقال گذشته
نه نویسنده خوبی هستم و نه کسی مطلبم را دزدیده و حتی تعداد خوانندگان نوشته هایم از انگشتان دست فراتر نمیرود. اما با همه اینها، اینکه میگویی را میفهمم، لمس میکنم و در وجدانم است.
دزدی که البته بد است اما بدتر مصاحبی است که بی منطق اش مغز آدم را سوراخ میکند و هر چقدر هم که بخواهی از او اجتناب کنی، دنبالت می آید و کامنت میدهد.
یکی مطلب یکی را دزدیده و آن دیگری نوشته که من فکر کردم تو به موسی صدر ارادت داری. حرصم میگیرد از این همه نافهمی. حرصم میگیرد که طرف تعامد دو مفهوم را هم متوجه نمیشود. حرصم میگیرد و سینه ام تنگ میشود.
ببخشید که درددل شد تا کامنت مطلب.
سلام
دلمان برای نوشتنتان تنگ شده است گویا!
یعنی تا کسی دست به سرقت نزند، نمینویسید؟
الآن چه کنیم؟ بدزدیم یا ندزدیده مینویسید؟
شما به بزرگی خودتان ببخشیدش جوانی کرده شاید یادش رفته منبع بزند
سلام
انقدر نیومدید اینجا ننوشتید که صدای منی که هی آروم و آسته آسته میومدم و می رفتم هم صدام در آومد
پس کجایی شما؟
٬من اینجا دارم مینویسم. اینجا نوشتن بررایم از بقیهی چیزها مهمتر است. گاهی – و البته فقط گاهی – حتا مهمتر از موضوع نوشته.٬
شده دو ماه و خردهای. بیانصاف نباش! چهقدر آرشیوت رو بخونیم.
وقتی فلسفه اسلامی می خواندم گاهی تعجب می کردم که چرا نویسنده در کتاب خود ارجاع نمی دهد. یکی از اساتید اینطور توجیه می کرد که در قدیم ارجاع دادن رسم نبوده. به همین دلیل هم گاهی عین عبارت ابن سینا را می آورده بدون اینکه ارجاعی دهد و در مورد آن بحث می کرده. در خیلی از موارد که با نویسنده اصلی موافق بوده عین عبارت را می آورده بدون اینکه مشخص کند این عبارت مال مثلا ابن سیناست. حالا شاید این بندگان خدا هم بعضی کاملاً با شما موافق بوده اند بعضی هم کمی موافق بوده اند. به نظر من شما باید از آنها که کمی با شما موافق بوده اند بپرسید که چرا کاملاً موافق من نیستید. شاید نکته ای آموختید از این اهل فضل!
بسم الله
نهم شهريور امسال، 11788 روز از ربودن امام موسي صدر در ليبي مي گذرد. اين عدد تا کي بايد بزرگ و بزرگ تر شود، تا سيد موسي صدرهموطن ايراني ما از زندان هاي ليبي آزاد شود؟
ما از پرونده اي سخن مي گوييم که پيگيري نمي شود. مسئولين ايراني ادعا! مي کنند که پرونده سرنوشت امام صدر در حال پيگيري است. اما از حداکثر رابطه با ليبي سخن ميگويند. اگر سال هاي اول اين فاجعه بود مي شد پذيرفت که بايد تحقيقات درباره چگونگي وقوع حادثه انجام شود، اما امروز بعد از گذشت 32 سال، آيا مي توان باور کرد که ابهامي در اين پرونده وجود دارد؟
امروز ما ياران صدر در آستانه سي و سومين سال اسارت امام صدر در ليبي، از تمام آزادگان ايراني و غير ايراني ، مسئول و ... اين سوال را مي کنيم، که از قديمي ترين زنداني سياسي جهان چه خبر؟ چه زماني سرنوشت امام صدر مشخص مي شود؟ چه زماني آمرين و عاملين و حاميان اين فاجعه در پيشگاه قانون پاسخگو خواهند بود؟
http://shareh.parsiblog.com/1684331.htm
سلام
اول...چقدر خوب می شد این اشترک گوگل رو بر می داشتید. چرا باید یکی که می خواد نظر بده حتماً اشتراک گوگل داشته باشه؟
نمی دونم برا در... دو تیکه بخونید بهتره.. نه؟ بعدشم به قوله خارجیهای نامسلمون ال اُ ال
دوم... دزدی شغل شریفی است در مملکت اسلامی. فتوایی از سارا رحمت الله الیه و اجمعین و بقیه اش
ارسال يک نظر