۱۳۸۹ فروردین ۳۰, دوشنبه

من گواه ام

من گواه ام
که دی‌روز و ام‌روز
مدیترانه به دیدار البرز آمده است
و تهران نه خواهرخوانده
که برادر و برابر صور و بیروت شده
که دست‌ها و پاها برای بی‌غرض نجنبیدن
بندها بایدشان
که اگر مراقب نباشی
چیزی در ریه و نای و نای‌ژه‌ات جوانه می‌زند
که گنجشک‌ها نخورده مست اند
و نیاموخته سرود می‌خوانند
و اقاقیا دیوانه شده
وقت رد شدن از زیرش
گل به سرمان می‌ریزد
من گواه ام که شترها هم
یا بال زدند و رفتند
یا باله درآوردند و به آب زدند

۴ نظر:

محمود سیفی پرگو گفت...

حال کردم. همین. فکر کن کسی یه لایک زده توی گودر. اینجا که تعریف نشده

سينا جاميsina.jami گفت...

خودتان بهتر می دانید که آدمیزاد به خاطر ذات نسبی اش مجاز نیست برای گواهی یک نفر تره هم خرد کند؛ مع الوصف اگر دو تا شاهد عادل طلب کردند من یک نفر را سراغ دارم که بدون آنکه به کسی مربوط باشد جرات آن دارد که جای میلیونها نفر گواهی بدهد.
می توانید روی من حساب کنید.

Farid گفت...

ظاهرا بعد از مدتها يك نوشته طرب انگيز از شما مي‌خوانيم!
شادكام باشيد

Farid گفت...

سلام
گفتيم بياييم اينجا شايد درباره درگذشت حق شناس دوزار كاسب بشيم، اما جمعه بود كركره هنوز پايين بود.
انشاء الله صبح روزاول هفته ...