۱۳۸۷ آذر ۱۲, سه‌شنبه

دگردیسی هم‌سایه

سال‌ها پیش هم‌سایه آدمی بود با قیافه‌ی آشنا که وقتی اولین در بعد از دیوار خانه‌ات را می‌زدی پشتش بود و در را باز می‌کرد. می‌رفتی خانه‌اش شب‌نشینی و با هم زر می‌زدید آن قدر که به قول آن آقا زردانتان از کار بیفتد، تهی شود یا چه.

حالا هم‌سایه آدمی است ناشناس، آن سوی یکی از این بی‌شمار دیوار و سقف و کف، که یا تو داری اینترنت او را بالا می‌کشی یا او اینترنت تو را.

۶ نظر:

طه گفت...

که اون هم اگه یه پسورد بگذاری تمومه!

sanaa گفت...

حالا اینترنت یا گپ با همسایه و... مهم خالی شدن همان زر دان است!
که به مدد اینترنت کمبود همسایه و... جبران می شود.

ندا گفت...

سلام
از طريق وب محمود(اقيانوسي به...)با شما آشنا شدم.
خب كنجكاوي من بود براي آشنايي با كسي كه به زبانشناسي علاقمند است.
خوشحال مي شوم به من هم سر بزنيد
hengaameh.blogfa.com

haj mohsen گفت...

ایوالله. ایولله. آقا کلی خندیدیم. خیلی ردیف بود. دم شما گرم.

اسد زمینی گفت...

سلام آقای علیانی عزیز،
من شما را هم به یک بازی وبلاگی دعوت کرده‌ام تا از هر زاویه‌ای که دوست دارید چند خطی در این باره بنویسید:
بازی وبلاگی "از عرب‌ها و ضدعرب‌ها بنویسیم! "

مفصلتر اینجا توضیح داده‌ام:
http://pardeh.blogspot.com/2008/12/blog-post_04.html

بخصوص مطلب شما(که می‌دانم آشنایی دارید و تا آنجا که شنیده‌ام زبان عبری بلد هستید) بسیار باعث خوشحالی بنده خواهد بود. لطفا لینک مطلب را حتما برایم بفرستید تا توی وبلاگ کنار نوشته‌های دوستان دیگر بگذارم.

ممنون
اسد

pouyan m گفت...

همسایه سال‌ها پیش موی دماغ‌ات بود اما الان نیست!