۱۳۸۷ خرداد ۲۰, دوشنبه

محض دست‌گرمی

آندره مارتینه (André Martinet) (1908 – 1999) زبان‌شناس بزرگ فرانسوی در سال 1960 میلادی کتاب مبانی زبانشناسی عمومی (Eléments de linguistique générale) را منتشر کرد. کتاب را هرمز میلانیان فارسی کرده و نشر هرمس هم منتشر کرده. مارتینه در اول فصل یک نوشته است:
زبانشناسی، بررسی علمی زبان بشریست. بر پژوهشی نام دانش [[علم]] میتوان نهاد که بنیاد آن مشاهدۀ رویدادها باشد و از ارائۀ گزینشی میان این رویدادها به بهانۀ برخی اصول زیبایی یا اخلاق سر باززند. پس بدینسان «علمی» بودن در تضاد با «تجویزی» بودن قرار میگیرد. در آنچه که به زبانشناسی مربوط میشود، تاکید بر ویژگی علمی و غیر تجویزی پژوهش، اهمیتی خاص دارد: از آنجا که موضوع این علم فعالیتی انسانیست، وسوسۀ رها کردن قلمرو مشاهدۀ بیطرفانه [ی پدیدۀ زبان] و بجای آن، توصیۀ راه و روشی دیگرگونه و صدور احکامی دربارۀ آنچه باید بگویند بجای ثبت آنچه واقعاً گفته میشود، بسیار خواهد بود. دشواری رها ساختن زبانشناسی علمی از بند دستور تجویزی، یادآور مشکلاتی است که در راه ایجاد دانش راستین خلق و خوی بشر از بطن «اخلاق» وجود دارد. تاریخ به ما نشان میدهد که تا همین اواخر، بیشترِ کسانی که به زبان بشری و تجلی آن در زبانهای گوناگون پرداخته‌اند، با اهدافی تجویزی که خود اعلام کرده‌اند یا آشکارست، بدین کار دست یاخته‌اند. هنوز امروزه، خوانندگان حتی بافرهنگ فرانسوی، تقریبا از وجود آن دانش زبانی که از دستور مدرسی و فعالیت تجویزی ستون‌نویسان روزنامه‌های عامه‌پسند متمایز است، بیخبرند. ولی زبانشناس امروزین [[...]] همان اندازه از بیزاری فاضلانۀ طرفداران پاکی زبان دوری خواهد کرد که از شوروشوق بت‌شکنان. در اینجا، زبانشناس فقط رویدادهایی را میبیند که باید آنها را ثبت کند [[...]].

پای مطلب پيش، سوال‌های مصطفی و pasparto و apogaeic هوشمندانه هستند و دوست دارم جواب بدهم. اما فعلا برای دست‌گرمی اين را بخوانيم تا بعدتر.

۵ نظر:

omrani گفت...

شما از این همه زبان شناسی خسته نمی شوید؟!
ــــــــــــــــ
چه قدر نظر دادن این جا سخته!

xaxari گفت...

زبانشناس «بزرگ» یعنی چی؟ یعنی معروف؟ یا یعنی زیاد به کارهایش ارجاع می دهند؟ یا یعنی قضاوت شما این است که مهم است؟

Ali Jalali گفت...

سلام
آقا من یک سؤالی دارم که نمیدونم کجا دنبال جوابش بگردم. میشه راهنمایی کنید؟
شاید تا حالا دقت کردید که اسامی مختلف که دستخوش ترجمه نمیشوند، با شکلهای مختلف خودشان را در زبانهای مختلف نشان میدهند. مثلا مایکل، میکائیل و میخائیل و شاید میشل یا مثلا یوحنا، یوهانس و جان. من میخوام بدونم که این تغییرات تابع چیه. حالا کجا راجع بهش چیز پیدا کنم؟ اصلا زبانشناسی به این سؤال دوست داره جواب بده یا موضوعش نیست؟
ارادت
علی

کورش علیانی گفت...

1. نه خسته نمی‌شوم. شما اگر خسته شده‌ای بحث ديگری است.
2. «بزرگ» از «معروف» و «پرارجاع» و «به نظر من مهم» مبهم‌تر است. هم‌آن‌طور که «در فلان نشريه، معروف» يا «ميان فلان گروه دانش‌مندان پرارجاع» از «معروف» و «پرارجاع» کم ابهام‌تر است و باز می‌توان چيزهايی از اين‌ها کم ابهام‌تر پيدا کرد. طبيعتا فرض اين است که آدم‌ها خودشان با انتخاب واژگان، حد دقت واژگانشان را نيز انتخاب می‌کنند.
3. تا حدی به زبان‌شناسی تطبيقی و نيز آواشناسی مربوط است. عجالتا sound cluster را گوگل کن ببين به چه می‌رسی.

حسین نوروزی Hosein Norouzi گفت...

بد نیست یک‌وقتی همین متن را هم ترجمه کنی به فارسی، که بشود خواند. همین که نقل‌قول کرده‌ای..