۱۳۸۶ فروردین ۱۸, شنبه

شکنجه‌گر من ام یا تو؟

از یکی پرسیدند «این که از جیب آن آقا برداشتی چی بود؟» اول گریه کرد، بعد خودش را زد، بعد سنگ برداشت، بعد فحش داد، بعد دوید، آخرش که از نفس افتاد گفتند «خب! نگفتی چی بود.»
حالا حکایت ما است با این مجید زهری. من می‌گویم درست نیست وقتی آزاده فرقانی نامه نوشته و حرف زده جوابش را این طور بدهی که «قربون قد و بالات برم. چه جیگری هستی.»
اول در نظرخواهی مطلبش آدم‌های بی نام و نشان نوشتند آزاده فرقانی مالی هم نیست. قیافه ندارد. بعد نوشت تعصب مذهبی یک عده را کور کرده. بعد نوشت به به! چه نوشته‌ی اروتیکی نوشته‌ام، خودم دی‌شب اروتیسیسم را اختراع کرده‌ام. بعد نوشت این نشانه‌شناسی بوده و من خودم پری‌شب اختراعش کرده‌ام. بعد رفت برای خودش کامنت گذاشت که مادر کورش در اوین شکنجه‌گر است (در حالی که خودش عملا با این متن آزاده فرقانی تازه از بند رها شده را شکنجه‌ی روحی شدیدی داده بود) و هزار تا افشاگری دیگر که لابد من الان باید از ترسش بروم زیر زمین. بعد نوشت اصلا چه بد اند این‌ها که مطلب را نقل می‌کنند و لینک نمی‌دهند. در این میان از آن آی‌پی قراضه هم هی فحش ناب خواهر مادر آمد برای من. نمونه‌اش را که دادم خدمتتان.
مجید زهری! همه‌ی این‌ها به کنار. کی به تو حق داد این‌ها را درباره‌ی آزاده فرقانی بنویسی؟ انسانیت به کنار. فکر می‌کنی اگر آزاده فرقانی در دادگاهی در تورنتو علیهت شکایت کند، می‌توانی این کلک‌بازی‌ها را در بیاوری و خلاص شوی؟

۴ نظر:

arash گفت...

سلام. فکر نکنم توی تورنتو هم باهاش کاری بکنند. غیر اخلاقی است، غیر قانونی نیست (احتمالا)پ

کاف عین گفت...

سلام
آرش جان شاید اگر با وکیلت مشورت کنی بد نباشد. کلیدواژه‌هایش هم ابیوز، اروتیسیزم، رپیوتبل و دیسرپیوتبل.
شاد باشی. به آ هم سلام برسان.

Sibil گفت...

به آقا کجای کاريد...
از همين کامنتدانی آقا شايعاتی مبنی بر اطلاعاتی و بسيجی بودن شما هم در ایميلستان در حال پخش شدن بود که يک بنده خدايی به ما نامه فرستاد که اینها درست است يا خير. ما هم ایميل کرديم
به ياسر و رفقا و آنها هم يکی دو عدد تستمونيال ناب از فضايل شما نوشتند و ضميمه کرديم و فرستاديم به ایميلستان که به شايعات خاتمه دهند.
خلاصه دم این ياسر را ببينيد که کلی عاشقانه و جسورانه و جان برکفانه از شما حمايت کرد.

maryam گفت...

افعی ها را باید به حال خودشان رها کرد . دور و برشان که خالی شود نیششان را به خودشان می زنند.

می دانم که سخت است اما کاش دیگر از این "رقت آورترین " ها ننویسی.