۱۳۸۷ مهر ۲۳, سه‌شنبه

هنوز

از وقتی باب‌جان يوسف مرد نن‌جان طيبه هر چی فال حافظ می‌خريد توش نوشته بود يوسف گم‌گشته باز آيد به كنعان غم مخور. كلبه‌ی احزان شود روزی گلستان غم مخور. الان احتمالا پنجاه و سه سال گذشته و هنوز كه هنوز است نه باب‌جان برگشته و نه فال‌فروش‌ها فال ديگری دست او می‌دهند. و او هنوز توی هم‌آن خانه زندگی می‌كند كه يوسفش با دست خودش برايش ساخته است.

۲ نظر:

mahmood گفت...

سلام...باورم نميشه...چقدر جالب كه شما رو اينجا ميتونم ببينم... برنامه جالبتون با رضا اميرخاني خيلي عالي بود...نوشته ي اينجا هم كه بينهايت دوست داشتني بود...موفق باشيد.ان شالله باز هم اينجا مزاحمتون ميشم
يا علي مددي!

mazdak گفت...

این باب جان که گفتی مخفف چیزی است؟
آخه به بابابزرگ بابام هم یه عده همینو می گفتن ولی منظور اونا، بابا آجان بود آخه اون تو شهربانی اون موقع کار می کرده :)