ممنون از آنها که دربارهی اینشبها و من نامه نوشتند. تکتک جواب ندادم اما کلمه به کلمه خواندم. تقریبا از تمامشان هم چیز یاد گرفتم.
دیشب بعد از گفتوگو با ابراهیم رنجبر از استودیو بیرون میآمدم که گفتند بیا که تلفن ک
ارت دارد. تلفن؟ با من؟ گفتند بله. خانم نشیبا است و با تو کار دارد. مریم نشیبا صداپیشهی سالمند و توانایی است. خیلی مهربان سلام کرد و حالم را پرسید. گفت من مریم نشیبا هستم و شما من را نمیشناسی. گفتم چرا! مگر میشود صدای خوب شما را نشناسم؟ طولانی از اجرای من تعریف کرد. جزئیاتش را نمیگویم. همیشه حسم این بوده که آدمهای نسل او در تحویل گرفتن ما بیش از اندازه اغراق میکنند و نباید همهی حرفشان را باور کرد. اما به هر حال، این را نمیتوانم انکار کنم که مریم نشیبا، اندکی از نیمهشب گذشته، تلفن استودیوی سیزده را گرفته بود که به من بگوید کارم را میپسندد. خوشحال ام.