هفتاد تایى گلوله خرجت کرده بودند
دستهایت را شکسته بودند
همه جاى جسدت کبود بوده
چشمت هم کمى قنداق تفنگشان را گرفته بوده است
کلا
بد کشته بودندت
مىدانى چرا؟
از کجا آن همه لبخند آورده بودى
که همیشه روى لبانت چسبانده بودى؟
از کجا آن لبهاى لرزان
چشمهاى پر آب
صداى بم
و نگاه امیدوار را آورده بودى؟
آن هم کنار هم؟
دستهایت را شکسته بودند
همه جاى جسدت کبود بوده
چشمت هم کمى قنداق تفنگشان را گرفته بوده است
کلا
بد کشته بودندت
مىدانى چرا؟
از کجا آن همه لبخند آورده بودى
که همیشه روى لبانت چسبانده بودى؟
از کجا آن لبهاى لرزان
چشمهاى پر آب
صداى بم
و نگاه امیدوار را آورده بودى؟
آن هم کنار هم؟
موقع خواندن
با اینها
با همهى اینها
ترسانده بودیشان
خوب زندگى کرده بودى
براى هماین بد کشته بودندت
با اینها
با همهى اینها
ترسانده بودیشان
خوب زندگى کرده بودى
براى هماین بد کشته بودندت
کورش یادته موقعی که پینوشه مرد،چه متن قشنگی نوشتی؟ کاش واسه صدام هم یکی می نوشتی...
پاسخ دادنحذف