سهشنبه ۲۵ دسامبر ۲۰۰۷
پنجشنبه ۲۰ دسامبر ۲۰۰۷
زورباهای ملایری
مشخصههای این تیپ را باید همآنجا بشنوی. در میان تکه توصیفهایی که آنجا هست، این را بیش از همه دوست داشتم «زندگی دیگرون اصلا برام مهم نیس».
اگر با آدمهای این تیپ سر و کار داشته باشی، یا حتا توی هماین اینترنت چرخی بزنی و وبلاگهاشان را بخوانی این خصوصیت درشان واضح است. در وبلاگها خیلی از ما فضایی نیمه خصوصی داریم. خیلی از ما ترجیح میدهیم که وارد نوع خاصی از مسائل نشویم؛ درگیر سیاست، خیریه، اعتراض به فلان حرکت جهانی یا منطقهای یا چه نشویم. اینها را نمیگویم. آن که میگویم متفاوت است. تعمد در این که فاصلهات را از زندگی مردم نشان بدهی و ندیدهشان بگیری. این کاری نیست که بتوان بابتش یقهی کسی را گرفت و کوبیدش به دیوار، اما در عین حال نهان کردن ندارد که تهوعآور و چندشآور است. اگر کسی اصرار دارد خودش را «دیگری» ببیند، چهرا من باید همچونآن به روی خودم نیاورم؟ بله. من میدانم و خوب میدانم که «the same is other»، اما این را هم میدانم که خودی رفتار کردن و بییگانه رفتار کردن هر یک چه معنایی دارند.
چند وقت پیش تصادفا به وبلاگی خوردم که صاحبش واضح، دامن از بودن با دیگران چیده بود. طوری از «توی ایران» حرف زده بود که انگار از اول بیرونی بوده و بیرونی زیسته و نمیداند ایران کجا است و چی است و فقط در یک سفر توریستی این کشور عجیب را دیده است.
عصبانیت هم از احوال آدم است. عصبانی شدم. چیز تندی نوشتم که اینجا بگذارم. دیدم مروت نیست. برای خودش فرستادم که اگر نظری دارد بدهد. طبیعتا «دیگر»تر از آن بود که حتا بنویسد «نامهات رسید».
این را
کورش علیانی
گذاشت اینجا. حدود ساعت
12:00
4
نظر
لينکهای ديگران به این متن
برچسب(های) این متن ای خدا ای فلک ای طبیعت, حرف؛ نوشخوار آدمیزاد, نبش خاطرات
پنجشنبه ۱۳ دسامبر ۲۰۰۷
من، میوه، معما
مردم معمولا خرمالو دوست ندارند، میپرسی چرا؟ میگویند گس است. خب مگر مجبور اند خرمالوی نارس بخورند؟ پوست خرمالوی رسیده کمی چین خورده است، مثل هنرپیشههای قبلا معروفتر سینما که هی میروند عمل میکنند، پوستشان را میکشند. مزهاش هم مثل خرمای تازه است. نه گس است، نه بیمزه. شیرین است و حتا خیالانگیز.
اما ازگیل، این یکی به گمانم بیشتر معما است تا میوه. خمیری کمی ترش، کمی شیرین، میان پوستی که رنگ و لکههایش گاهی یاد گراز میاندازدت. و لابهلای آن خمیر، دانههای سفت چوبی چندپر، که گاهی حجمشان روی هم، برابر حجم همآن خمیر عجیب میشود.
این را
کورش علیانی
گذاشت اینجا. حدود ساعت
22:16
8
نظر
لينکهای ديگران به این متن
برچسب(های) این متن حرف؛ نوشخوار آدمیزاد, شکم و چراندنش
چهارشنبه ۱۲ دسامبر ۲۰۰۷
چه بودن زبان
این را
کورش علیانی
گذاشت اینجا. حدود ساعت
23:36
8
نظر
لينکهای ديگران به این متن
برچسب(های) این متن زبان و زبانشناسی, هذیانهاى فوکویى (کمى جدىتر از نوشخوار)
دوشنبه ۱۰ دسامبر ۲۰۰۷
اخلاق و آگاهی
اگر تو هم از آن تصورات اخلاقی داری، یک بار این فیلم را ببین. شاید کمی بهتر فکر کنی.
این را
کورش علیانی
گذاشت اینجا. حدود ساعت
21:49
9
نظر
لينکهای ديگران به این متن
برچسب(های) این متن هذیانهاى فوکویى (کمى جدىتر از نوشخوار)
پنجشنبه ۶ دسامبر ۲۰۰۷
اعتراف
این را
کورش علیانی
گذاشت اینجا. حدود ساعت
22:02
4
نظر
لينکهای ديگران به این متن
برچسب(های) این متن حرف؛ نوشخوار آدمیزاد


